مرتضى مطهرى

428

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نيست ، مانند اينكه ما براى اين ضبط صوت اعتبار وحدت مىكنيم . واقعيت اينها كه وحدت ندارد ، اعتبار وحدت و تركيب كرده‌ايم ؛ يعنى در واقع در اينجا جزء و كل به معنى واقعى وجود ندارد ، چون « كل » ى وجود ندارد ، « كل » اعتبارى است . بعضى مركبهاى ديگر مركب حقيقى است . مركب حقيقى در جايى است كه بين اجزاء مختلف مركب وحدت حقيقى وجود داشته باشد . مقدمهء دوم : تركيب حقيقى عقلى و تركيب حقيقى خارجى تركيب حقيقى بر دو قسم است : تركيب عقلى و تركيب عينى ( يا خارجى ) . تركيب عقلى يعنى اينكه شىء در خارج دو حيثيت مختلف ندارد ، ولى عقل اين را در ظرف خودش ، در قرع و انبيق خودش ، به دو حيثيت مختلف تحليل مىكند ، دو حيثيتى كه در خارج نمىشود اين دو حيثيت را از يكديگر تفكيك كرد ولى عقل در ظرف خودش مىتواند تحليل كند . تركيب شىء از اجزاء ماهيت يعنى از جنس و فصل از اين قبيل است . اينكه مىگويند انسان حيوان ناطق است نه اين است كه اين شىء در خارج نيمش حيوان است و نيمش ناطق تا بگوييم آن نيمهء حيوانش كجاست ؟ آيا مثلا نيم بالاى بدنش حيوان است و نيم پايينش ناطق يا برعكس ؟ نيم راستش حيوان است و نيم چپش ناطق ؟ يا اعصابش ناطق است و غير اعصابش حيوان ؟ نه ، اين به تمام وجودش حيوان است و به تمام وجودش ناطق است . اين موجود در عالم خارج « حيوان هو ناطق » است نه اينكه « حيوان و ناطق » باشد . مثال ديگر : اگر شما در باره خط مىگوييد : « كمّ متصل ذى بعد واحد » آيا خط در خارج سه چيز است : يك قسمتش كميت است ، يك قسمتش اتصال است و يك قسمتش ذى بعد واحد بودن ؟ يا اين تماما كميت است و تماما اتصال است و تماما ذى بعد واحد ؟ واضح است كه اين شىء كمّى است كه آن كم ، متصل است و آن كم متصل ، ذى بعد واحد است . اين تحليلها را عقل مىكند و الّا در خارج كه اينها از يكديگر جدا نيستند . اين به تمام وجودش كم است و به تمام وجودش متصل است و به تمام وجودش ذى بعد واحد است . اينها را مىگوييم تحليل عقلى .